ناهنجاری که منم

گاهی خیلی اتفاقی چشمت به مثلا یه گلدون می‌افته، یا پات لای در مترو و زمین گیر می‌کنه، یا موهات میاد تو چشمت گیر می‌کنه، یا … حالا کاری ندارم، یه اتفاقی خلاصه می‌افته که یاد یه مقطع از زندگیت می‌افتی و نه اتفاقا خیلی هم لازم نیس در اعماق فرو بری و بررسی سطحی‌ترین لایه‌ها به حد خوبی این حس رو بهت می‌ده:
تهوع

.

و اما چیزی که بیش از هر چیز دیگری این وسط تو ذوق می‌زنه شیربرنج نازنینم بود.

انقدر مهوع شدم امشب از خودم و انتخابهای سالهای دورم و خط مشی تخیلی زندگیم و شعور هم‌سطح با موسی‌کو‌تقی‌ام، که اصلا نفهمیدم این شیربرنجه کجا رف.

.

آه و واویلا از شیربرنجی که با حضور خورده نشه، آه و واویلا.

~ توسط آیدا در نوامبر 24, 2011.

یک پاسخ to “ناهنجاری که منم”

  1. واقعا از انتخاب سالهای دورت مهوع شدی؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.